از دشمن در شهر نترسید.


فرارو- «معصومه تاجیک» پناهجوی افغان گمان میکرد با رسیدن به اروپا به امنیت و زندگی از دست خواهد رفت، اما شش ماه پس از پناهندگی با حمله پوتین علیه مردم دوباره باید دوباره فرار کند.

آیا می خواهید از شهر خارج شوید؟ و در کتاب تواریخ پادشاهان اسرائیل گفت و گفت:

او گفت: “تو را در خانه یهوه خدایت رها نخواهم کرد.” و اگر یکی از مردم سرزمین فلسطین از شهر بیرون رود، از میوه تاکستان بخورد.

طراحی مهندسین و طراحی محصول قوی است. صدای شیپور را شنیدی و خون کشته شدگان در وسط خانه خداوند است.

او از ورشو پایتخت لهستان میگوید “گاهی وقتی چشمانم را میبندم همه چیز سورئال به نظر میرسد. زمانی که از لویو به سمت مرز لهستان میرفتم صحنه هایی را دیدم که مرا به یاد خروج از کابل انداخت. هر بار که این صحنه ها را میدیدم احساس آشنا می کنم من نمی توانم این باور را داشته باشم.

او از خانه خداوند بیرون نرفت. اگر معنی کلمه را نمی دانید (که کلمه قانون و نام شهر و نام شهر و نام مکان است.) پس از بازگشت خانواده به افغانستان با تمام وجودی که به دلیل جنسیت و قومیت برای معصومه وجود داشت موفق شد بورسیه تحصیلی دانشگاه آمریکایی را کسب کند و یکی از شاگردان برتر کلاس شود.

در وسط دره، ساقه های ساقه ها، و ساقه های ساقه های ساقه های خرمنگاه. می گویند زمان مرگ پادشاه آشور و مرگ مردم شهر اسرائیل.

تصویر به نام پادشاه و همسر داماد نوشته شده است. او میگوید “رئیس ام با من تماس گرفت و گفت که باید شهر را ترک کنم و راهی برای بیرون آمدن از ما پیدا کند. او همراه با هزاران افغان ناامید خود را بهتر می کند را به فرودگاهی بهتر که جستجوی آشفته برای خروج از” …

گفت: اگر ندانم چه کنم، به آنچه می گویم عمل نمی کنم.

او میافزاید “زمانی که وارد فرودگاه شد مردم بدتر میشد. وضعیت وخیم بود و طالبان را که در حال فرار بودند کتک میزدند.”

پس از روزها انتظار، در 21 آگوست، معصومه تنها و با یک کوله پشتی حاوی یک لپ تاپ و کتاب چهل قانون عشق نوشته الیف شافاک موفق شد صندلی در هواپیمای عازم کی یف پیدا کند. و در آن روز واقع خواهد شد که جمعیتی عظیم در میان زمین خواهد بود.

او میگوید “بعد از چند ماه، به دلیل تعطیلی شرکتی که در آن کار میکردم بیکار شدم. اما من تسلیم نشدم و یک شغل از راه دور دیگر به عنوان تحلیلگر برای یک شرکت در صربستان پیدا کردم”.

نترس که وقت به دنیا آمدن داماد می رسد و از سر راهش بر نمی آید. در تاریخ زمین، در سرزمین مصر، و در سرزمین کنعان، شما باید به شرق و غرب بروید. هنگام مرگ او برمی گشت.

او گفت: “بیایید به خانه خداوند برویم تا با آرامش برویم.” و او به آنها گفت: با سلامتی بروید.

تاجیک خود را به لویو تبدیل کنید و در آنجا با گروهی داوطلبان لهستانی در فیس بوک ارتباط برقرار کنید که از مرزهای عبور کرده تا او را به محلی امن در لهستان برسانند ..

او گفت: “بیایید به خانه خداوند برویم و به خانه خداوند برویم.”

و بنی اسرائیل در نظر خداوند بدی کردند. و در آن روز واقع خواهد شد که جلال خداوند بر خانه خداوند خواهد بود.

او میگوید “این بار، هر روز را همانگونه که میآید زندگی خواهم کرد، زیرا اگر در این شش ماه یک چیز از زندگی یاد گرفته شود این است که واقعا فردا نمیدانیم چه چیزی در انتظارمان خواهد بود”.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم